ژاله خون شد خون جنون شد

روز جمعه 17 شهريور سال 57 در ميدان ژاله تهران، خون‌هاي زيادي به در و ديوار پاشيده شد. چند روز بعد عليزاده و ديگر همقطارانش به طور دسته‌جمعي و با حالت استعفا از راديو بيرون آمدند.

اما اين اعتراض كافي نبود، پس در زيرزمين خانه محمدرضا لطفي گرد هم آمدند و دسته‌جمعي نواختند و خواندند، ابتدا بدون تكخوان و فقط با همخواني گروه. شايد دلايل امنيتي داشت. يكي از محصولات اين زير زمين، <ژاله خون شد> نام گرفت، با شعري از سياوش كسرايي. اين تصنيف سرآغازي متفاوت براي عليزاده بود.

اين تصنيف كه توسط گروه موسيقي عارف ساخته شده بود دهان به دهان مي‌چرخيد و مثل سرودهاي ديگر انقلابي همه جا شنيده مي‌شد.

دستگاه چهارگاه، صداي جاوداني محمدرضا شجريان و همراهي كم‌نظير گروه كر كه هيچ نمونه مشابهي در تاريخ موسيقي معاصر نداشت. چارچوب اركستري كار هماني بود كه در <سواران دشت اميد> تجربه كرده بود. اما اين بار با كلام برزين آذر مهر و آن هم از نوع ميهني كه 46 سال پس از مرگ عارف قزويني بار ديگر دغدغه ترانه‌سرايان اين ديار شده بود.

ژاله بر سنگ افتاد چون شد ؟ / ژاله خون شد

خون چه شد ؟ خون چه شد ؟ / خون جنون شد

ژاله خون كن /خون جنون كن

سلطنت زين جنون واژگون كن /ژاله بر گل نشان، گلپران كن

بر شهيدان زمين گلستان كن / نام گمنام‌ها جاودان كن

تا به صبح آيد اين شام تيره / در شب تيره آتشفشان كن (2)

دست در كن/ شو خطر كن/ خانه ي ظلم زير و زبر كن (2)

جان خواهر، روستايي، برادر/ پيشه ور، اي جوان، اي دلاور

ما همه يك صف و در برابر/ آن ستمكار، آن تاج بر سر

خواهر من، گرامي برادر / چون به هر حال تنهاست مادر

من به خاك افتادم تو بگذر/ بهر ايجاد دنياي بهتر (2)

اي شما اي صف بيشماران / اشك من در نثار شمايان

بر سر هر گذرگاه و ميدان/ ژاله شد، ژاله شد، ژاله چون شد؟

ژاله خون شد، ژاله درياي خون شد/ خون جنون، خون جنون

سلطنت واژگون، واژگون شد